حسين علوى مهر

96

روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )

بنابراين ، در تفسير نيز خبر واحد معتبر ، حجيت دارد و تفاوتى بين احكام عملى و آيات فقهى با آيات ديگر نيست و اخبار آحاد مىتواند قرآن را تفسير كند و هيچ اشكالى در حجيت آن وجود ندارد . و اما بنابراين كه دليل حجيت خبر واحد ، ادلهء نقلى شرعى و تعبدى باشد . ظاهر ادله نيز اختصاص به احكام عملى شرعى ندارد . زيرا در اين ادله عنوان حجيت و مشابه آن وجود ندارد تا « منجّزيت » و « معذّريت » كه در باب تكاليف عملى است ثابت شوند . به عنوان مثال اگر مفهوم آيهء نبأ دلالت بر حجيت خبر واحد عادل داشته باشد ، بازگشت آن به اين است كه استناد به خبر واحد عادل جايز است و تبيّن و تفحص در آن لازم نيست . در نتيجه در دليل اعتبار خبر واحد چيزى كه آن را مختص به احكام عملى و آيات فقهى كند وجود ندارد ، و شامل آيات مربوط به ديگر مسائل قرآن ؛ مانند مواعظ ، نصايح ، قصص ، حكايات و . . . نيز خواهد شد . بنابراين ، مىتوان به خداوند استناد داد كه خبر داده است به اين كه عيسى عليه السّلام كشته نشده و به دار آويخته نشده است ، اگر چه اين خبر مرتبط به باب تكاليف و احكام عملى نيست . خلاصه اين كه اشكالى در حجيت خبر واحد در باب تفسير تمام آيات وجود ندارد . « 1 » سيرهء متشرعه مطلب ديگر كه شايد بتوان آن را به عنوان يك دليل برشمرد اين كه ، قدماى اصحاب و معاصرين ائمه عليهم السّلام يا آنان كه قريب به عصر رسالت بوده‌اند اجماع بر پذيرش خبر واحد در همهء مسائل ( چه احكام عملى ، يا غير آن ) داشته‌اند . دانشمندان اسلامى همواره احوال روات را بررسى و خبر مقبول و مردود را از هم جدا نموده و از ثقه و ضعيف بحث كرده‌اند و اين مسأله در هر عصرى شهرت داشته است . در زمان ائمهء اطهار عليهم السّلام نقل خبر واحد ( در احكام و غير آن ) در ميان اصحابشان رايج بوده است و از هيچ كدام از آن بزرگواران انكار اين شيوه نرسيده ، يا شيوه‌اى خلاف آن ارائه نداده‌اند ؛ حتى اين شيوه در ميان صحابه و تابعين نيز رايج بوده است و اهل سنت نيز در بسيارى از مسائل همين طريق را پسنديده و ميان آنها معروف

--> ( 1 ) فاضل لنكرانى ، مدخل التفسير / 175 - 176 .